۱۳۹۶ فروردین ۱, سه‌شنبه

۱۳۹۵ شهریور ۲۲, دوشنبه

حماسه خونین پایگاه شاهرخی همدان 18 تيـرماه 1359 ( کودتای نوژه )


تيـرماه درسالهای بعد از باصطـلاح انقلاب همواره يـا ماه مرگ وخون؛ و يـا يادآورمرگ وخـون بوده اسـت. هـر چند که هيچکدام ازماههای ديگروازسالهای ديگراين دوران نيـز جـز اين نبوده است. تنهـا دردوسال اول اين رژيم بی بنيان و غير مردمی؛ در يکی ازخونين ترين فاجعـه های تاريـخ ايران 240 تـن از رشـيد تريـن فرزنـدان اين سرزمين؛ بـد نبال قيـام مردانـه ولـی ناکـام 18 تيـرماه 1359 بـه جوخـه های اعـدام سـپرده شـدند.
 دريـکی ازخونيـن تريـن ماجـراهای تروريسـتی خود رژيم درانفجار 7 تيرماه 1360 دفـتر حـزب جمهوری اسلامی ايران درتهران؛ بيـن يکصدتادويسـت نفرازکارگردانان خـود رژيـم تکـه تکه شــدند.
 حماســه 18 تيـرماه 1359؛ حماسـه جانبـازی دليـرانی بودکه درتلاشـی نوميدانـه ولـی مصمـم برای نجات کشـورشان ازسقوط به ظلمـات قرون وسـطائی؛ مـرگی مـردانه رابـجان خريـدند. حتـی يکنفر ازآنان؛ چـه زن وچـه مرد؛ چه لشگری وچه کشـوری؛ پيـر و جـوان؛ ازبالاتـرين رده های ارتشـی گرفتـه تاسـربازساده دربرابر دژخيـمان اظهار عجـز نکـردوسـرفـرودنياورد. حماسـه ای که اينان آفريدند يکی از غـرورانگيـزتريـن حماسـه تاريـخ ماپـس از قيامهـای پياپـی دوقرن اول اسلامی دربـرابرتـازيان اسـتيلاگـربـود.
 حجـت الاسلام والمسلمين ريشـهری! قاضی شرع دادگاه انقلابی ارتش؛ پـس ازمحاکمه منصـفانه!!! تنهـادرچهل وهشـت ساعـت 240 حـکم اعـدام صـادرکرد.
 دربـاره اين دليـران قيام 18 تيـرماه ميگويـد: بطوريـکه دربازجوئيـهامشخص کرديم عناصـراصلی کودتای نافرجـام نوژه عبارت بـودنداز: ساواکی ها؛ ماموران ضدانقلاب رژيـم سابق؛ بهائـی ها؛ تعدادی از دراويـش وعـده زيادی زنـان فاحشـه!
 داورنهــائی ايـن حجت الاسلام های احمـق نيسـتند. حتـی همـه رژيمی هم نيست که بـزودی به زبـاله دان تاريـخ فرسـتاده خواهند شـد. داورنهائی تاريـخ است؛ همان تاريـخی که همواره داوری نهائی خودراميان مکتـب حـق و مکتـب تزويـر وريـا بعمـل آورده اسـت.
 قيـام مـردانه حماسـه آفريـنان  18تيـر اصولا" بخـت بسياری برای پيروزی نداشت زيـراکه درآن هنگـام منافع سياسـی ونظامی واقتصادی وخصوصی بسياری؛ شکست چنيـن قيامی راايـجاب ميکرد. ولـی ترديـد نداشـته باشيـم که همـه ناگفته هـای ايـن فاجعـه گفته خواهـدشـد؛ وهمـه واقعيتهای ايـن حماسـه شکوهمند که چگونه ايـن شـيرمردان فداکـار را دسـت وپابسـته تسـليـم دشمنان کردنـد؛ بـه آگاهی آيـندگان خواهـد رسـيد.
 رژيـم مـلايان ازهمان آغازکوشـش کردتاازمحاکمات فرمايشی اينان؛ نمايشی تبليغاتی ازنـوع آنچه برای حزب توده و فردوست وديگران ساخته وپرداختـه بود؛ بوجودآورد واينهـا رانيزبه اعترافات تلويزيونی موردنظرخـويش وادارد. اما درهيچيـک ازمراحل محاکمـه وشکنجـه؛ تيـر ساوامـای اسلامی به هـدف نخورد وحتـی يک تن ازاين جانبـازان از خـودضـعف وسسـتی نـشان نـداد. حتـی غيرنظاميـان نيزمغرورانه ازاطهـارنـدامت سـربـاز زدنـد.
 سـرگـرد خلبـان فرخـزاد جهانگيـری درجلسه دادرسـی درپاسـخ ريشهری گفت:«مابـرای پـول يابـرای مقـام دسـت به قيـام نـزديـم. دراينصـورت لازم نيسـت بپـرسـيد که ازکـارمان پشيـمان هسـتيم ويـانيسـتيم؟ البتـه که نيســتيم.»
 خيلـی ها؛ بـا لاف وگـزاف وبا تفاخـر؛ ادعـاکردندکه کشـف کودتای نوژه ازمفاخر آنهـا اسـت. ابوالحسـن بنی صـدر رئيـس جمهورملايان مدعـی شدکه روزپيـش از قيـام ((دوگـروه سياسی)) جـريان رابـه اواطلاع داده بـودند. سرتيپ ظهيرنژاد ادعا کـرد که يک ماه پيـش اطلاعات مربوط به ايـن قيام به دفتـراورسيـده بودودوهفته بعـد از آن15 نفـر در ايـن رابطه دسـتگيرشـده بودنـد.
 مسـعودرجـوی اطميـنان ميـداد که (کـودتـا) را او لـو داده اسـت. وکيـانـوری تاکيـدداشـت که ايـن اطلاعـات رااوليـن بار اودراختيـاررژيـم گذاشـته اسـت. ريشـهری نيـزمـدعی بـود که دانشـجويان ازپنـج ماه پيـش اين برنـامه رابه او خبـرداده بـودند. ابـوشـريـف؛ مصطفـی چمران و جـواد باهنـرهرکدام اين افتخار را مـربوط به خـودشـان دانسـتند.
 اظهـاراتـی که پـس فـردای قيـام توسـط خميـنی صـورت گرفـت برهمه اين ادعـاها قلـم بطـلان کشيـد؛ زيـرامعلـوم شـد که ايـن بارخـداوندمتعـال بجای ايـن خدمتـگزاران ايـثارگر اسـلام؛ تولـه سـگی را مامـورنجـات اسلام فرموده اسـت. خميـنی درگفتگـوئی با ائمـه جماعـات تهران وشهرسـتانها که درجماران بـه ديـدارش رفتـه بودنـد؛ درايـن بـاره چنيـن گفـت: «توطئـه هائيکه به سـلاح وقوای مسلـح منتهـی ميشـود؛ ازآنهـا باکـی نيسـت. آنهـا راخـدای تبارک وتعالی همراهی ميکند؛ چنانچـه کرد ومی بيـنيد. همين امروز يکی ازعلمـای جماران آمـد ونقل کرد که خانه ای را ظاهرا" در شميـرانات؛ آقايـان کميـته بعنـوان ايـنکه ايـنجا قمارخـانه اسـت؛ رفتـه بودنـد به بنـدند. ديـدنـد بلـه؛ بسـاط قمـارومشـروب هسـت. يـکی ازپاسـدارها رفتـه بودپشـت آنجاکه ببيـند؛ چـه چيز اسـت. سـگی به اوحملـه کرده واورا وادار کرده بـودبه زيرزمين بـرود. وقتـی به زيـرزميـن ميـرود می بيـندمقـدارزيادی اسـلحه هست.» گفتم ايـن سـگ مامـور خـداونـد عالـم اسـت. يک روزعصـای موسـی بود؛ يکروز آتـش ابـراهيم؛ ماجـرای طبـس که باد وشـن مامـوربودند وامروزهم درايــن قضيــه سـگ مامـوربـوده اسـت.
 چهـره بسـياربـارز ايـن گـروه 240 نفـری سـرتيـپ خلبان آيـت محققی است که ازنظـرسلسـله مراتـب نظامی بعد از سـپهبد سعيدمهديـون مقام ارشـدگروه بود و ازبهتـريـن خلبـانان ارتـش شاهنشـاهی بشـمارميرفـت. ويديـوی ضبط شـده جلسـات دادرسـی او توسـط خود رژيـم ملايـان تهيـه شـده بود که مورداستفاده تبليـغاتـی قـراربگيـرد؛ و از ايـن ويديـو نسـخه هائی جسـته وگريـخته درخارج ازکشـور وجـوددارد. بيـانات آرام؛شـمرده وروشـن سرتيـپ محققـی که ازآغاز تـاپـايان آن هيـچ جانشـانی ازضعف درآن نميـتوان يافت؛ نمـونه غرورانگيزی ازطـرزفکـروسـخن يـک سـربازشـايسـته ايـران اسـت.
 متـن پياده شـده يکی ازنـوارهاچنيـن اسـت: «ممکـن اسـت جريـان طـرح توطئـه رابطـورکلـی تشـريح کنيـد؟ وهمچنين نقـش خودتـان رادرآن؛ وايـنکه درروزاجرای طـرح چه تماسهائی راانجام داديد؟
 فعاليـت ما تا آنجاکـه ميدانـم ازاول ارديبهشـت ماه سال 1359 شـروع شد. شـايد هـم قبلا" فعاليتهائـی دراين زميـنه صورت گرفتـه بودکه اطلاعی ازآنها نـدارم؛ علـت شرکـت من درايـن فعاليـتها؛ نارضايـتی ازوضـع کشوربود. برای اينکه مملکـت داشـت بطـرف سقوط ميرفـت. اوايـل ارديبهشـت ماه يکی ازافسران نيـروی هوائـی بمنـزل من آمـد و گفـت آمـده ام وضع کشـوررابرايت تشريح کنـم. بعـدازآن خـودت ميـدانی؛ ميخواهی بامادسـت همراهی بـده؛ ميخواهی نده. اسـمش راميگويـم برای ايـنکه ميدانـم بازداشـتش کرده ايـدوتکليف اوهم مثل مـن معلوم اسـت. نامـش سـتوان ناصـررکنـی بود. چندروزی فکرکـردم شايد قصـدامتحانـی درکارباشـد. بايـن جهت دخالتـی نکـردم؛ ولـی بالاخـره براثر صحبتهـای مکـرر واردعمـل شـدم.
 او شـما رابـارده های بالاتـری ربـط نـداد؟
 چـرا؛ ولـی مـن گروههـای ديگری راکه غيرنظامـی بودند؛ چون درمرحله عمل کـارتخصصی ومسئوليـت آنها سـوابـود؛ نميشناختـم ونميبايسـتی هم همديگررا بشـناسيـم. مـن فقـط بايـک نفر بطـورمسـتقيم ملاقات داشـتم.
 اسـمش چـه بـود.؟
 اورا فقـط بنام قـربان ميشـناختم؛ ولـی ديـگران رانميشـناختم.
 گـروه بنـديـها به چـه صـورت بـود.؟
 تا آنجـاکه ميدانـم يک گروه نظامی بود؛ يک گروه سياسی؛ يک گروه شبه نظامـی؛ گـروه نظامی خـودش به عمليات هوائـی وعمليـات زميـنی تقسـيم ميشـد.
طـرح کلـی کـارچـه بـود.؟
 اول صحبـت ازاين بودکه فـرودگاه مهـرآبادراتصـرف کنيم وکار را ازآنجاشروع کنيـم. ولـی من ازهمان اول گفتـم که مهرآبـادجای شلـوغی است؛ واگربخواهيم آنـراحفـظ کنيـم؛ بايـدآدمکشـی بکنيـم ويا ازداخل قوی باشيـم. ولـی نيـت ما مطلـقا" ايـن نبودکه آدم کشـته شـود. ازهمان وقـتی که صحبت از قيـام شد؛ ما بـراين توافـق داشتيـم که تا آخريـن حـدامـکان نبايـدخونـی ازمردم بيگنـاه برزميـن ريخته شـود. تاآخـرهم برايـن توافـق باقی بوديـم. باينجهـت بود که قـرارگاه محفـوظ وبی رفـت وآمدی؛ چـون شـاهرخی راانتخـاب کرديـم.
 ولـی آقـای حيـدری غيرازايـن ميگويـند. يعنی ميگويـند که قراربـودپايگـاه شاهـرخی بعنـوان پايـگاه مـادر مـورداستفاده واقـع شـود.؟
 مـن ايـن آقائی راکـه اسـم ميبريـد؛ نميشـناسم. فکرهـم ميکنم اگردرزمينــه تخصصـی خـودش اظهار نظـر بکند؛ بهـتر باشـد. بهرحـال ازنظرفنـی پايگـاه مـادر فقط ميتوانست مهرآباد باشد. پايگاه کوچک شاهرخی چنين امکانی رانداشت.
 پـس د ليـل انتخـاب آن چـه بـود.؟
 مـگر نشـنيديـد که گفتـم دليـل اين انتخـاب اين بـودکه آدم کشـته نشـود؛ يـا هـرقـدر ممکـن اسـت کمتـرکشـته شـود.
 امـادربمبـارانهـای شـما مـردم کشـته ميشـدند.؟
 نـه آقـا ماجاهائی رادربرنـامه بمباران داشـتيم که مردم عادی درآنجاهانبودند.
 ولـی بهـرحال تهـران بمبـاران ميشــد.؟
 بـازهـم نـه آقـا؛ تهـران جـزومناطـق موردهـدف مانبـود و قـرارنبـود بمبـاران بشـود.
 تـوضيـح بـدهيـد کـه چگـونـه عمـل ميـکرديـد.؟
 فرمانـدهی عمليـات هوائـی را خودمـن بعهده داشتم؛ زيـرامقام ارشـد من که تيمسـارمهديـون بود درعمليـات هوائـی شرکت نميـکرد. برنامـه مااين بود که پايـگاه شاهرخـی گرفته شـود ومـن مثـل روزهای ديـگرکه سـر کارم ميـرفتم؛ بـروم تاماموريـتهای عادی هـرروزه را انجام دهـم؛ ولی اضافه برآن مامـوريـتهای ديـگری راهـم انجـام بـدهـم.
 يعنــی بمبـاران تهـران راهـم.؟
 نـه آقـا؛ نـه بمبـاران تهـران را. بمبـاران جمـاران را. اگرقـراربود تهران رابمبـاران کنـم؛ چنيـن ماموريـتی راقبـول نميـکردم. ملـت ايران برای من يعنـی مـادرم؛ يعنـی خواهـرم؛ يعنـی فرزنـدم؛ يعنی اقـوامم. مـن مـادرکش و پـدرکـش نيسـتم. هيچـکس ديـگرازما نيـزملـت کش نبود. مـن آنجـائـی راکـه بـايـد بمبـاران کنـم؛ بمبـاران ميـکردم.
 منـزل امـام درطـرح نبـود.؟
 البتـــه کـه بـود. زدن منـزل امـام باسـوپرسـونيـک اسـاس طرح بود. بمبـاران پلـی کـه وسايل مـوتوری ازروی آن رد ميشـدند نيـزدرطرح بود. بفـرض آنـکـه لازم ميشــد پـل سـفيـد رود هـم درطـرح بـود.
 بعـدازاينــکه تصميـم باجـرای طـرح گرفتيـد؛ چه فعاليـتی انجام داديـد.؟
 اصـولا"هـرکدام ازما سـه چهارنفـررابيشـترنميشـناختيم؛ بايـن علت که اگر يکنفـر از ماگيـرافتـاد؛ افـراد ديـگر را زيـرشکنجـه لـونـدهد که همـه گيـر بيفتنــد؛ آنطـوريـکه متاسـفانـه شد. امـا کارخـودمـن چه بود؟ همانطوريکه گفتـم ما سـاعت 7 صبـح چهارشـنبه حرکـت کرديـم. وعده گـاه مادر بولـوار اليـزابت بـود. قـراربـود مسـتقيما" ازخانـه های خودمان بـآن محل بـرويـم ولـی درآنجابماخبـردادنـد که تحـت نظرومراقبـت هستند وبهتـراست هرچه زودتـرمتفـرق شويد. معلـوم شـدکه درسـاعات شب طرح لو داده شده است.
 چنــد نفـربــوديـد.؟
 حـدســا"  بيسـت نفـر. ولـی بعـدا" بعلـت اينکـه ماشيـن پاسدارهارسيـد ازهـم جـداشـديـم. بـاوجـودايـن بکلـی دسـت از اجرای برنامه بر نداشتيم بـايـک اتوبـوس ايـران پيـما که از راه رسيـدحرکـت کرديـم. تصميـم داشــتيم بطـرف شـاهرخی برويـم ودرصورتيـکه چـراغ سـبزگرفتيـم وارد پايـگاه بشـويـم.
 تـاکجـا رفتيـــد.؟
 تـا سـه راه شـاهرخـی. ولـی مراقبـت خيلـی زيـادبـود. پيـدابودکه کار خـراب شـده اسـت. رفتيـم ده کيـلومـتردورتـر؛ دم پمـپ بنـزيـن؛ ولـی هيـچکاری انجـام نداديـم؛ زيرا قـدم به قدم راه ما مسـدودشده بودوپاسداران همـه جـا بودنـد. بـی آنـکه پيـاده بشـويـم؛ به تهـران برگشـتيـم. بـه ناصـررکنـی گفتـم؛ نميـدانم کـی تـرا خواهـم ديـد؛ ولی قـراررا بـرای سـاعت 10 صبـح درمحـل تقاطع خيابان پهلـوی وبزرگراه مـدرس بگذاريم رکنـی بايـن قـرارنيامـد؛ اما مـن به تيمسـار مهديـون تلفـن کردم وباايشان مـلاقات خيلـی مختصـری کـردم.
 نظــراوچـه بــود.؟
 اصـلا" اطلاعـی ازآنچـه درساعـات آخـرگذشـته بـود؛ نـداشـت.
 خيـال ميـکرد مـوفق شــده ايـد.؟
 آقـا؛ مـن غيـب نميـدانم؟  وانگهـی همين حالابشـماگفتم که اوخبری ازآنچه اتفـاق افتـاد؛ نـداشـت.
 در ملاقاتهـای قبلـی مطرح نشدکه کمکهـای لازم برای اجرای اين طرح ازکجا بـايـد بـرســد؟
 يکبـارايشـان گفـت که اشـخاص وطنپرستی که مجبوربه تـرک وطن شده اند ايـن پـول راتاميـن ميکننـد.
 نميـتوانيـد تاريـخ آخـريـن جلسـه رابگـوئيــد.؟
 حـدود بيسـت ودوسـه روزپيـش بود؛ ولی بطوردقيـق يـادم نيست. ميخواستيم بطـورروشـن بـدانيم که چکارميخواهيم؛ بکنيـم. زيـرامن ومهديـون هيچکدام نميـخواستيـم آدم بکشيـم.
آيـا ميـپذيـريـدکه اکثريـت مردم ايـران امام راميخواهند وفـدائی اوهستند.؟
 آقـا؛ فکـرميـکنم حتـی يکنفـرازمـا؛ نـه شـخص خميـنی  را ازنزديک ديده بـوديـم؛ ونـه با اوحسـاب شخصـی داشتيـم. راستـش رابخواهيـدخودمـن ازيـک جهـت برای اواحتـرام خاصـی هم داشتـم؛ برای ايـنکه آدمی بودکه حرفـش را عـوض نميـکرد و پـای گفتـه هايـش؛ خواه صحيـح وخواه غلـط مـردانه ايسـتاده بـود. دلـم ميخواسـت خيلـی ازآنهای ديـگر؛ منجمله خودم؛ يـک جـو از ايـن قاطعيـت راداشتم. ولـی موضوع برای ما موضوع شخص خميـنی نبود؛ مـوضـوع مملکت بود؛ موضوع ملـت بود؛ موضوع پرنسيب بود؛ و درايـنمورد ما حـق فـرار ازمسئوليـت نـداشتيـم.
 چطورميگوئيد برای اواحترام داشتيد؛ وبازهم ميخواستيد خانه اش رابمباران کنيد؟
 گفتـم که ماميخواستيـم يک سيسـتم رابمباران کنيـم؛ واين سيسـتم ازاول تاآخرش بـه اوبسـتگی داشـت. اگـر شـما همانطـور که گفتيـد حاکـم شـرع هستيــد؛ بهتـراسـت ايـن سـئوال رابه عـوض مـن ازخودتـان بکنيـد. يـک سيسـتم معمـولا" به جائـی بسـته اسـت؛ چـه ازنظرنفوذی؛ چـه ازنظرکلامی يا شخصيتی ويـامقـامی. خميـنی شخصيت اول سياسی اين سيستم بـود؛ ما فقـط با از ميان بردن او ميتـوانسـتيم سيسـتم راازميـان ببريـم.
 يعنـی حاضـربـوديـد چنيـن بزرگـواری رابکشـيد؟
 فکـرميکنـم توضيـح بيشـتری نـداشـته باشـم کـه بـدهـم.
 خيـال ميکرديد اگـرمنـزل امام راميکـوبيديـد؛ اکثـريـت مـردم چه ميکردند؟
 يـادم هسـت که دريـک بازجـوئی قبلی؛ بشـماگفتـه بـودم که ممکـن بـود در دو سـاعت اول حـداکثـر 20%  از ارتـش و يـ امـردم ازماحمـايـت کننـد. ولـی بعـد ازدوسـاعـت اول حـداقـل 40% حمايـت خواهنـدکـرد؛ تـا غـروب 80% و تـا صبـح روزبعـد احتمـالا"100% .
 جانبـاختــگان قيـام 18 تيــرمـاه 1359
 بيسـت وچهـارسـال پس ازايـن حمـاسـه شـکوهمنـد؛ سـازمان پيوندايرانيـان مفتخـراسـت که نامـها و مشـخصات 240 نفـر ازقـربانيـآن رابـرای ضبـط در فهـرسـت جانبـازان تـاريـخ ايـران ثبـت کنـد وبـرای پـاسـداران آيـنـده ايــن سـرزميـن بـه امـانــت بـگذارد. روانـشان شـاد بـاد
 سـپهبد ســعيد مهـديـون- سـرتيـپ خلبـان آيـت محققـی- سرهنـگ هادی ايـزدی- سـرهنگ خلبـان داريـوش جلالـی- سرهنـگ چتربازمحمد رضا نادری سـرهنگ شهربـانی غلامعلـی وارسته پـور- سرهنـگ خسرو زريـنه- سرهنگ خليـفه سلطـانی- سرهنـگ منوچـهر صادقـی- سرهنـگ شهربانـی سعيداميری-سـرهنـگ حسيـن مصطفـوی قزويـنی- سرهنـگ علـی فاريـا- سرهنــگ احمـدآزمـوده-  سـرهنـگ نـادر وحـدتــی پـور. سـرگـرد خلبـان فـرخـزاد جهانگيـری- سـرگـردکـورش آذرتـاش- سرگرد ايـرج خلـف بيـگی-  سـرگردمحمدهاشـم صبوحی مقدم- سرگردحسن گـوهری سـرگرد چتـربازمحسن جلالی قاجار- سرگردسيروس ستوده-  سرگردمحمدحسيـن عـزيزيان- سـرگردبهمـن پـرتـوی- سـرگرد کـاووس عليـزاده.
 سـروان خلبـان ناصرزرندی- سروان سيـروس دهقان-  سروان فضل الله رئيسی سـروان محمـدبراتی- سروان خلبـان علی اصغرسليمـانی- سـروان خلبان محمد بهـروزفـرد- سـروان اسماعيـل اصغری- سروان نـورالله نجف نژاد- سروان
غلامرضا ثابتـی آزاد- سـروان خلبان علی شفيـق- سروان خلبان اميدعلی بويریسـروان خلبان کـريم افروز- سـروان هوائی هرمززمـان پور- سروان خلبـان محمـدملـک- سروان علـی حيدر آريـانا- سـروان هوائی بيـژن ايران نژاد.
 سـتوان خلبان ناصررکنـی- سـتوان چترباز فيـروزآذريان- ستوان ابراهيم محمد نظـری- سـتوان يکم خلبان محمد مهـدی عظيمی فر- ستوان محمد تاجـداری – ستـوانيارسـياوش پورفهميـدی- ستوانيـار شکرالله احمـدی- ستوانيـار منـوچهر رهبـری نـژاد- سـتوان يکم خلبان يحيـی نجـات- ستوانيـارمحمدرضاقربـان نجـف آبادی- ستوانيـار محرمعلی زاهـدی- ستوان ناصـرمـروتی- ستوان دوم جعفـرراسـتگو- سـتوان دوم محمدرضـاجوادی- ستوانيـار چتربازفـريـدون جـواهرنيـا- سـتوانيارحسيـن هالـکی- سـروانيـار اصغرالمـاسـی.
 اسـتواريکم چتربـازمجتبی مرادی- استوارمنصـورساجدی- استوار ناصر ساجدی استـوارايـرج درخشـنده- استـوارعلی کمپانی- استوار عليـپور کرباسی- استوار محمـدحسين فـرنژاد- استواريکم محمدعلی مهرابی- استواريار رسول يحيی پسند اسـتوارايـرج مرودشتی- استـوارعلی اکبر عيوض زادی-استوارمحمدعلی فرزام اسـتوارحسـن کاظمی- اسـتوار ابراهيـم جوادزاده- استـوارقاسـم نقيـب زاده اسـتوارخليـل عطری- استوار غلامحسيـن قايـق ور- استوار جهانگيرفاتح پيروزاسـتوارحسن کريم پور تاری- استوار حبيـب الله احمدی- استوارمحسن عسگريان-اســتوار چتر باز غلامحسـين همدانـی- استوارمنوچهـرفتاحی نوده ای- استـوار جمشـيد رنجبـر- اسـتوارمحمدتقی خاتون آبادی- اسـتوارعنايت الله آزاد يگانه.
 گـروهبان منصورکثيـرلو- درجـه دارميرلـکی- همافـرجعفرمظاهری کاشانی گـروهبان هوائی بخشعلی کريميان- درجـه دارجهانبخش فاتح جو- گروهبان يکم محمدحکيم آبادچی- درجـه دارمحمدعابدينی مقدم - درجه دارمحمدرسول ابريشمی گروهبـان مرتضی فرح پور- گروهبان يکم سياوش نوروزی - سربازعلی دريائی درجـه دارمصطفی حجـازی- درجه داراحمد محمـدی- همافريوسف پوررضائی درجـه دارخليـل خبازهاشـمی- گروهبان يـکم چترباز علـی سعادتی.
 غيـرنظاميان: ذبيح الله مومنی (دانشجو)- محمد ده پهلوان (پزشکيار)- مريم حجازی (کارمندنيروی زمينی)- جليـل سلطانی- محمدهارونـی- عبـدمحمد هارونی – سيـاوش مومزائـی- علی رحم صالـحی- اميـدوارآتش پـرور- کمال سامع- رحمـان مجاورصوفی- خليـل درويـش- محمدکـريم رکنی والا- ابراهيم ستودهمنـوچهرکريمی- سياوش همتی- اصغرالله وردی- ابراهيم کريمی- حسين کريمیابراهيـم بيگلری- جمشيـد شمالی- مرتضـی سوهانکی- بانو (بی بی نيکبخـت 67 سالـه مادرسـتوان هوائی ناصـررکنی)- جعفـرهمتـی-
حميد منصوری
به اشتراک بگذارید:(کدنویسی این ابزارک)

Balatarin :: Donbaleh :: Azadegi :: Risheha :: Cloob :: Oyax :: Yahoo Buzz :: Reddit :: Digg :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Email To: :: Subscribe to Feed

۱۳۹۳ شهریور ۳۱, دوشنبه

فرتــور ( عکس ) هائی از خانــــه مشروطیت در اصفهـــــان !


خانه مشروطیت اصفهان


اين مکان به نام خانه مشروطيت اصفهان نام‌گذاري شده است. يک‌صد سال پيش در اين مکان علما، آزادي‌خواهان، رجال سياسي ـ فرهنگي و مردم اصفهان گردهم مي‌آمدند تا درباره مشروطيت و حکومت غيرمستبدانه و امور مدني خود مشورت و تفکر نمايند.نام مشروطيت در حقيقت دربرگيرنده "قانون‌گرايي" است و حکومت "مردم‌سالاري" و "مشورت" را به ذهن متبادر می سازد. به همين دليل مي‌توان با قدم گذاشتن در اين خانه و مطالعه اسناد و مدارک و تصاوير موجود در آن به اهميت اين مباحث و سير تاريخي و انديشه نسل‌هاي گذشته پي‌برد.علاوه بر اين اتفاقات تاريخي مهمي در اين محل روي داده است که قسمتي از فرهنگ و تاريخ شهر اصفهان و در حقيقت ريشه برخي از تحولات زندگي امروز ما را مي‌توان در آن ديد.علاوه بر تاريخ يک‌صد سال اخير و وقايع مربوط به دوران مشروطه و جنگ اول جهاني و اوايل سلطنت رضاشاه پهلوي، اين خانه محل زندگي و متعلق به آيت‌الله حاج آقا نورالله نجفي اصفهاني مي‌باشد .سومين جاذبه تاريخي اين خانه، زيبايي و چشم‌انداز معماري آن است که از دو شاه‌نشين در جبهه شمالي و جنوبي بنا و نيز دوازده اتاق تشکيل شده است، که ياد‌آور طرز زندگي و آداب و رسوم نياکان ما مي‌باشد.
این خانه تاریخی با معماری تاریخی، زیبا و چشم‌نواز دارای ۲ شاه‌نشین در جبهه شمالی و جنوبی، ۲ حیاط اندرونی و بیرونی و نیز ۱۲ اتاق است.
اتاق ۷ دری این خانه از ۲ طرف دارای شیشه‌کاری است. این شیشه‌کاری‌ها روی ۷ لنگه در که به آن اُرُسی گفته می‌شده قرار گرفته‌اند که در زمان تابش نور آفتاب محیطی بسیار زیبا را در این اتاق بوجود می‌آورند.

علاوه بر این اتفاقات تاریخی مهمی در این محل روی داده است که قسمتی از فرهنگ و تاریخ شهر اصفهان و در حقیقت ریشه برخی از تحولات زندگی امروز ما را می‌توان در آن دید.
آدرس: اصفهان، خیابان نشاط، کوچه ۱۴


به اشتراک بگذارید:(کدنویسی این ابزارک)

Balatarin :: Donbaleh :: Azadegi :: Risheha :: Cloob :: Oyax :: Yahoo Buzz :: Reddit :: Digg :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Email To: :: Subscribe to Feed

۱۳۹۱ بهمن ۹, دوشنبه

مصاحبه شاهزاده رضا پهلوی با روزنامه عربی الشرق الاوسط



شنبه ۱۹ ژانویه ۲۰۱۳ شماره ۱۲۴۷۱

شاهزاده رضا پهلوی: نظام ولی فقیه در پی تحت کنترل در آوردن جهان عرب و فراتر از آن میباشد

مصاحبه کننده : نادیا الترکی

ولیعهد پیشین ایران به " الشرق الأوسط" تمامی بازیگران نظام عروسک های خیمه شب بازی هستند که کنترلشان بدست ولی فقیه است ، گفته های وی حکم قانون را دارد

طی مصاحبه "الشرق الأوسط" با شاهزاده رضا پهلوی ولیعهد پیشین ایران که در پی دیدارایشان از پارلمان انگلیس در لندن صورت گرفت گفت: هرآنکس که امروزه در نظام ایران نقشی را به عهده دارد چیزی نیست جز عروسک خیمه شب بازی که گرداننده آن ولی فقیه علی خامنه ای است ، لذا مهم نیست چه کسی بیاید ویا اینکه چه کسی برود، وی همچنین افزود " تصمیم گیری و کنترل از آن او و تغییر نام رییس دولت تفاوتی در برنداشته چرا که در نهایت گفته خامنه ای حکم قانون را دارد به اجرا در می آید.
درارتباط با روابط میان مصر و ایران، شاهزاده رضا پهلوی گفت: هر دو کشور دارای منافع مشترک و همچنین دارای اختلافات فیمابین می باشند. ایران و مصر نسبت به اسراییل و جهان غرب، دیدگاه نسبتا نزدیکی دارند. در حالیکه از دیدگاه ایدوئولوژیکی دارای اختلافات عقیدتی هستند.

ایدیولوژی ولایت فقیه که بکلی با مذهب تشییع تفاوت دارد، خواهان کنترل دو جهان عرب و اسلام است. وی تأکید کرد، بسیاری از کشورهای منطقه حتی آنانکه دارای تمایلات اسلامی هستند، بخوبی بر این موضوع واقف هستند که رژیم کنونی ایران، نمونه و الگوی جالب و مورد علاقه آنها نیست.
________________________________________

واینک متن مصاحبه:

در حال حاضر چه فعالیتهائی انجام میدهید؟

فعالیتهای سیاسی من، 
۳۳ سال پیش در سال ۱۹۸۰ پس از درگذشت پدرم آغاز شد. در دو سال اخیر و پس از جنبش سبز، که جامعه ی سیاسی فعال تر گردید محور اصلی بر یافتن راهی جهت سازماندهی فعالیتهای تمامی گرایشهای مخالف رژیم ایران جهت معرفی رسالت و خواسته های آنان متمرکز گردید. پس با این نسل و فعالین تماسهایی برقرار شد و به زمینه مشترکی از تفاهم دست یافته به این نتیجه رسیدیم که زمان تشکیل شورای ملی ایران و اینکه نیروهای مخالف برای خود چهارچوب مشترکی از اصول وارزشها راتعیین کرده پایه همکاری سیاسي را بر آن بنا نهاده زیرا که بدون این اصول هیچ گروهی توانائی پیشبرد فعالیتهای خود جهت رسیدن به هدف سیاسی مشترک را نخواهد داشت.

آیا ایده تشکیل شورا، از سوی شخص شما بود؟


علیرغم وجود گروه های مخالف متعدد در رابطه با اپوزسیون ایران ولیکن خلاء و کمبودی قابل ملاحظه بود، و با توجه به اینکه سازمان ها و گروه های متعدد در صحنه حضور داشته ولیکن غیاب نهادی مرکزی که هماهنگ کننده و منعکس کننده خواسته ها ی آنان باشد ملحوظ بود.
ایده تشکیل شورای ملی از سال های پیش مطرح شده بود، ولیکن پس از رویداد سال 
۱۳۸۸ و در پی نتایج انتخابات این موضوع اهمیت بیشتری یافت ، با در نظر گرفتن عدم پیشرفت مذاکرات هسته ایی، و تمامی بحران ها موجود و حتی در رابطه با عدم امنیت در داخل کشور و در نهایت کشور را به بن بست رساندن ، در حالی که نظام در پی از کارآیی انداختن تمام نیروهای سیاسی خواهان تغییر شد، در چنین شرایطی ایجاد بدیلی نه فقط برای مردم ایران بلکه برای جایگزینی این نظام در جامعه بین الملل نیز بسیار حائز اهمیت بوده.
ایده بسیار مهمی بود و برای من در اولویت قرار گرفت، پس در همین راستا تلاشهایی را جهت برنامه ریزی و مشخص نمودن آرمانها و هدفهایمان را و پیشنهاد بنیانگذاری شورایی خارج از کشور را پیگیری کرده و این مسلماً بدان خاطر است که تشکیل نهادی مخالف در درون کشور که نظام را به چالش بکشاند امری است محال، این نهاد صدایی است که بتواند مردم درون و برون کشور را گرد هم آورده در پی ایجاد کانالی ارتباطی با جامعه جهانی بوده، و برای شناسایی کانال ارتباطی به جامعه جهانی برای پشتیبانی از نیروهای مخالف رژیم حاکم بر ایران باشد، به همین دلایل تصمیم به حضور پر رنگتر و مشارکت در این پروژه گرفتم.

اولین گردهمایی مجمع موسس شورای ملی ایران جهت دریافت نظرات و رای گیری برای انجام تغییرات پیشنهادی در نیمه ماه مارس آینده برگزار خواهد شد. ماموریت ما ادعای جایگزین بودن نظام نیست بلکه داشتن نقشی در فراهم نمودن شرایط دادن حق انتخابات آزاد به مردم ایران و به جهانیان بگوییم که نظام حاکم بر ایران می بایست به حق مردم ایران در برگزاری انتخاباتی آزاد بر پایه استانداردهای جهانی تن دهد، هر چند که امید بر آورده شدن چنین مسأله ای بسیار ضعیف است ، چون به اعتقاد من رژیم به این خواسته بصورت اختیاری تن نخواهد داد.

چه تعداد گروه با شما ملحق شدند ؟

بیش از 
۱۳ گروه، وبیش از ۳۵ هزار امضا از این شورا اعلام پشتیبانی کردند.

آیا برای تأسیس این شورا از پشتیبانی بین المللی برخوردار بودید؟

خیر، ما برای پی ریزی این شورا به دنبال هیچ غیر ایرانی نبودیم، هر چند پس از اعلام طرح با بسیاری از مؤسسات جهانی گفتگو کردم و همگی از این ایده استقبال کردند، همچنین پس از گفتگویی که با پارلمان انگلیس داشتم آنها تأکید کردند که خوشحال خواهند بود با نماینده گانی از شورا جهت گفتگو ملاقات کنند و این خود نشانه خوبی است.
پیش از آمدنم به لندن با رئیس پارلمان اروپا نیز ملاقاتی داشتم ایشان نیز تأسیس شورا را بسیار مهم دانسته معتقد بودند که تشکیل نهادی سازمان یافته از مخالفان نظام به ضرورتی تبدیل شده زمان آن فرا رسیده تا ابزاری برای گفتگو با مخالفان نظام و نه فقط گفتگو با نظام بوجود آید. او باورمندانه به این طرح نگریسته و ممانعتی برای حضور در جلسات شورا نمی بیند این موضوع را با نگرشی مثبت برآورد کرد. هم چنین از سوی تعدادی از کشورها و سازمانها از ما دعوت به عمل آمده که همه اینها خود علائم مثبت و خوبی است. در حقیقت برخورد جامعه جهانی با نیروهای ایرانی مخالف در مقایسه با دو سه سال گذشته تفاوتی جدی یافته در پی راهی برای برون رفت از این بحران بدلیل نگرانی های همگانی ناشی از مسئله اتمی شدن ایران می باشد." ایشان از ضرب المثل حضور فیل در اتاق استفاده کرده که ضرب المثل انگلیسی است به مفهوم وجود واقعیتی مشهود و غیر قابل انکار است"

اوضاع ایران را در حال حاضر چگونه می بینید؟

شما شاهد این هستید که جامعه ایی سخت تحت فشار و با دشواری های اقتصادی مواجه جامعه ایی که در آن هیچ روزنه ی امیدی به آینده وجود ندارد، در چنین شرایطی اگر تغییری رخ ندهد و اتفاقی نیافتد گمانه زنی بر رخدادهای بعدی غیر قابل پیش بینی و شاید بسی دردناک باشد، در گفتگو با رئیس پارلمان اروپا ایشان تأکید داشتند که مشکل اساسی ایران تنها پرونده هسته ایی نیست و موارد نقض حقوق بشر را نیز باید مد نظر قرار داد، نیز بر این مسئله تاکید کردند که " نمی توان تنها با حکومت ایران وارد گفتگو و مذاکره شد و می بایست با مردم و گروه های اپوزیسیون نیز دیدار و گفتگو کرد"
همانطور که امروزه شاهد آن هستیم جهان از گفتگو با این رژیم خسته شده است و شاید روزی خسته از گفتگوهای دیپلماسی به حمله نظامی و جنگ روی آورد هر چند حمله نظامی راه حل مناسبی نیست، پس در چنین شرایطی ما بدنبال راهی هستیم که از درگیری نظامی جلوگیری کنیم، مخاطب این پیام تنها نظام نیست بلکه روی سخن ما باید به مردم ایران باشد تا بر این باور باشند که تغییر و تحول امری ممکن و قابل دسترسی است.

ارزیابی شما نسبت به حضور ایران در بحران سوریه چیست؟
نظام ایران پیوسته یک خط دفاعی خارجی برای خود داشته که خط دفاعی مقدم خوانده میشود همانطور که شاهد این مورد در سوریه هستیم، آنها در صورت نیاز از این ایادی در مکانهای مختلف استفاده می کنند، شکست دولت سوریه برای جمهوری اسلامی بسیار پر هزینه خواهد بود رژیم ایران نیاز به همتای سوری خود دارد و در صورت سقوط رژیم سوریه جمهوری اسلامی هم پیمان بسیار مهمی را از دست خواهد داد. روابط دمشق و تهران از دوران انقلاب آغاز و تا کنون ادامه دارد رژیم سوریه کلید گذری است که رژیم ایران همواره از آن بهره جسته و بهمین دلیل است که از او حمایت و پشتیبانی می کند.


این مقوله ما را به سخن درباره ی حزب الله و میزان تأثیرگذاری بحران سوریه بر حزب الله می کشاند، که با توجه به استفاده از سوریه به عنوان پلی برای همکاری جمهوری اسلامی و حزب الله این بحران آنان را با دشواریهایی مواجه خواهد کرد؟
کاملا درست است. این حزب از دریافت کمکهای رژیم جمهوری اسلامی محروم خواهد شد، در اینجا لازم است که اشاره ایی به گزارش منتشر شده هفته گذشته در ارتباط با کشف سلاح هایی که منبع آن نامعلوم بوده است سپس مشخص شد که این سلاح ها ایرانی هستند و از این اسلحه ها در بحران ها و درگیری ها در آفریقا استفاده شده است.

جهان باید بداند که جمهوری اسلامی نه فقط بر منطقه، بلکه به فراتر از منطقه چشم دوخته است، همگان بدنبال راهی برای دستیابی به توافق با این رژیم هستند غافل از اینکه ماهیت این رژیم ترویج ایدئولوژی و افکار خود می باشد، نگرانی این رژیم برای ایران نیست چرا که اگر ایران برای آنها اهمیت داشت به گرسنگان ایران و فقر رایج در جامعه می اندیشیدند و بجای هزینه سرمایه های ایران در ایجاد بحران در سوریه برای ایران و ایرانی هزینه می کردند، اینان کشور را به سوی سقوط اقتصادی و احتمال حمله نظامی سوق میدهند؟!.. آنها تنها به تبلیغ و گسترش ایدئولوژی خود می اندیشند و به همین منظور در پی بدست آوردن سلاح هسته ایی هستند.

این سخن ما را به پرسش در مورد چگونگی شرایط داخل ایران وامیدارد، اوضاع سیاسی و زندگی اجتماعی مردم چگونه است، با چه کمبودهائی مواجه اند ، آیا زندگی مردم بطور معمولی وهمانطوریکه نظام تبلیغ می کند، میگذرد؟
از دیدگاه سیاسی، هرآنچه هست سرکوب است که در پی انتخابات 
۱۳۸۸آشکار گردید، و هر گونه اظهار نظری به عنوان مقابله با کل نظام محسوب می شود ، در مورد اوضاع اقتصادی که با سیاست در پیوند است، تحریم ها بطور محسوسی بر اقتصاد کشور تاثیر گذاشته بطوری که مردم هزینه ها خود را به علت گرانی به نصف کاهش داده اند، یک خانواده معمولی در حال حاضر بطور میانگین فقط توان تهیه یک کیلو گوشت در طول یک ماه برای فرزندانش را دارد، نگاهی به بهای ارز داشته باشید باتوجه به پیشنیه و تاریخ کشور ایران، با نگاهی به بازار می توان میزان نارضایتی جامعه را نسبت به اوضاع تشخیص داد. هنگامی که بازار نارضایتی خود را نشان می دهد این بدان معناست که جامعه در نارضایتی بیشتری بسر می برد.

کارخانه ها بسته شده است و هیچ پروژه صنعتی جدیدی در حال اجرا نیست، بازار پر از کالاهای چینی شده است و فضای رقابت برای پروژه ها و کارگاه های کوچک راغیر ممکن کرده، این پدیده توسط رژیم برای خرسند نگه داشتن سپاه پاسداران ایجاد و زمینه سرمایه گزاری را برای آنان آزاد کرد، سپاه پاسداران که نقش ستون فقرات نظام را تشکیل میدهد و نقش بنیادینش حفاظت از "انقلاب" بوده است وارد دنیای سرمایه گذاری شد، سپاه گرسنه تر از پیش نه فقط به دنبال پول بیشتر اکنون تا جایی پیش رفته است که بدنبال بدست گرفتن قدرت سیاسی کشور است، وضعیت این نظام به منطق " تو از من پشتیبانی کن، من از تو پشتیبانی خواهم کرد" رسیده است، پشتیبانی خامنه ایی از احمدی نژاد بر همین اساس بوده، و بر اساس این منطق حمایت از یکدیگراشان توجیه میشود.

شرایط اقتصادی که اشاره کردم شرایط پیش از تحریمها بود پس ازاجرای تحریمها اوضاع اقتصادی بسی وخیم تر شده است، و در کنار عدم آزادی بیان و نقض مستمر حقوق بشر، شرایط ایجاد شده قطعاً جامعه را بسوی یک انفجار سوق میدهد.
پس از دیدار وزیر خارجه جمهوری اسلامی از مصر و دعوتنامه های متقابل بین مُرسی و احمدی نژاد، آیا این نشانگر بهبودی حاصل در روابط است ویا اینکه نمایشی است که به واقعیت روابط میان مصر و ایران ارتباطی ندارد؟

هر دو کشور دارای دیدگاه های و منافع مشترک و همچنین دارای دیدگاه های متفاوت هستند، اگر به دیدگاه دو کشور نسبت به اسرائیل وغرب بنگریم هر دو دیدگاهی مشترک دارند،ولیکن از دیدگاه ایدوئولوژیکی حاکمان در راس قدرت در تهران خواهان کنترل جهان عرب هستند، و این بر خلاف دیدگاه سلفیها و اهل تسنن است که این امر خود باعث برخورد و تشنج بین طرفین می شود، اخوان المسلمین مطمئناً با اهل تسنن هم پیمانند من با کسانی که معتقدند این روابط نمایشی بیش نیست هم عقیده ام ،در اینجا سخنان آقای مرسی را یادآور می شوم که گفت " نمی خواهیم همانند ایران باشیم" به اعتقاد من، بسیاری از کشورهای مسلمان حتی آنان که دارای گرایش اسلام سیاسی هستند بخوبی می دانند که رژیم کنونی ایران، نمونه و الگوی مورد علاقه آنها نمی باشد.
آیا درست است که احمدی نژاد نیز می خواهد همان ترفندی را که پوتین در روسیه ضمن جایگزینی نقش خودش و میدویدیف بازی کرد را به اجرا در آورد، و با معرفی یکی از نزدیکانش خودش بار دیگر در سال 
۲۰۱۷ باز گردد؟

در این باره باید گفت که مهم نیست رژیم چه کسی را سر کار بیاورد، چرا که همگی همانند عروسک های خیمه شب بازی در دست ولی فقیه هستند ، لذا مهم نیست که بیاید و که برود زیرا که کلیه تصمیمات و اختیارات در دست اوست ، تفاوت نام رئیس جمهور فرقی در اصل قضیه نخواهد داشت و زیرا که خامنه ای و گفته هایش حکم قانون را دارد ، لذا در این باره نمی توان شرایط را با روسیه مقایسه کرد. حال که صحبت از روسیه شد، میخواهم متذکر این مطلب شوم که در صورت دستیابی توافق با روسیه نفوذ در رژیم ایران و دستیابی به دگرگونی به راحتی میسر می گردد، آنچه که روس ها امروز انجام می دهند همانا سوءاستفاده از اوضاع بحرانی سوریه و شرایط ایران است. حتی اگر بحران هسته ایی ایران حل شود،‌ هنوز به راه حلی برای بحران رژیم حاکم بر ایران دست نیافته ایم ، خامنه ایی بخوبی می داند که جامعه جهانی بر نقش سیاست های رژیم او در منطقه آگاهند.

می دانیم که روسیه از غرب خواسته هایی دارد که در صورت تامین آن خواسته ها از حمایت خود از سوریه و ایران دست بر می دارد. اگر چنین توافقی صورت بگیرد و روسیه به مطالبات خود از جانب جهان غرب دست بیاید، به نظر شما چه تاثیری می تواند بر اوضاع ایران داشته باشد؟
این نکته ای بسیار مثبت خواهد بود، چرا که رژیم حاکم بر ایران وابستگی عمیقی به روسیه علی الخصوص از نظر نظامی دارد و در پشت درب های بسته روسیه از ایران پشتیبانی قابل توجهی می نماید. روسیه و چین در ساخت موشک های جنگی به ایزان کمک نموده زمان آن رسیده است که این گره باز شود.
ما ایرانیان امروزه می توانیم دیدگاه 
۳۶۰ درجه به سیاست جهانی داشته باشیم زیرا که در دوران جنگ سرد دیدگاه هایمان محدود به سوی غرب بوده و در شرایط کنونی مانعی برای ما مخالفین این نظام وجود ندارد که بر اساس منافع اقتصادی و استراتژیکی مشترکمان به تمام جهت ها نگریسته با دید باز با همگی داد و ستد کنیم، این بدین معناست که تغییر نظام جمهوری اسلامی در شرایط امروزی تهدیدی برای روسیه و دیگر هم پیمانان نظام در بر نخواهد داشت و در این مورد روسیه و چین نمی بایست نگرانی داشته باشند زیرا که ما خواهان درگیر شدن در سیناریوهای جنگ سرد نیستیم و در پی داشتن روابط خوبی با همه جهانیان هستیم تا در چهارچوب همکاری متقابل بتوانیم منافع مشترک با همه کشورها داشته باشیم.


نظرتان درباره گفته های اخیر گروهی که منادی تغییر از سیستم ریاست جمهوری به سیستم پارلمانی در رژیم ایران هستند چیست؟


این هم یک نوع از آرایش چهره سیاسی است. ابن هم گونه ای دیگر از بزک و آرایش است من شخصاً به اینکه نظام ایران هرگز به فعالیتهای سیاسی دمکراتیک تن دهد باور ندارم ، ولی فقیه بر همه چیز تسلط مطلق دارد و با حذف تنها مقام به ظاهر مستقل که همانا ریاست دولت است وضعیت سیاسی را بدتر و وخیم تر خواهد کرد.

آیا ایرانیان با توجه به تمامی رخدادهای کنونی احساس انزوای جهانی کرده؟ چه تأثیری بر آنها دارد؟


به همان اندازه که تکنولوژی ارتباطی پیشرفته تر میشود، ایرانیان بیشتر به انزوایی که در آن به سر میبرند و محرومیت از بسیاری از دست آوردهایی که دیگران از آن لذت میبرند پی میبرند ، بسیاری از آنها اعتقاد دارند که می توانند زندگی بهتری داشته باشند، اما رژیم حاکم مانع میان آنها و برآورده شدن آرزوهایشان هست ، آنها شاهد پس رفت خود به جای پیشرفت هستند که باعث سرخورده گی آنان شده لذا به محض یافتن فرصتی برای هر گونه حرکتی از فرصت استفاده میکنند ، من بر این باورم که برای هر نسلی فرصتی هست و همین باور باعث شده که بر بیداری نسل فعلی و آگاهیش به فرصتها جهت رسیدن به خواسته هایش اصرار ورزیم.

انتظار نیروهای اپوزیسیون ایران از جهان عرب چیست، و آیا پیام خاصی در این زمینه برای آنها دارید؟
از جهان عرب می خواهیم که در پشتیبانی خود از نیروهای دمکراتیک مخالف رژیم در ایران فعالتر بوده ، بویژه اینکه این رژیم برای خود آنان خطری محسوب میشود ، ما در انتظار بسر نخواهیم برد اگر به ما در جهت آزادیمان یاری دهید جزو هم پیمانانتان خواهیم بود، در کنار تقویت مخالفین از نظر تکنولوژی میتوانیم پیشنهادهای مختلف دیگری را نیز بررسی کنیم، هنوز تعدادی از کشورهای منطقه بر این باورند که تغییر درونی در ایران عملی نیست ، پیام ما برای آنها این است که ناکامی و یا موفقیت ما به معنی ناکامی و یا موفقیت منطقه خواهد بود، من در اینجا در پی دادن ضمانتی نیستم به نظر من باید تلاش کرد زیرا که با موفقیت ما آینده ای روشنتر در انتظار همگی ما خواهد بود، بیش از این نمیتوان منتظر ماند و یا پنهان گشت رژیم حاکم بر ایران در پشت اتفاقاتی است که در یمن و بحرین و... میافتد، این رژیم در همه جا حضور دارد.


به اشتراک بگذارید:(کدنویسی این ابزارک)

Balatarin :: Donbaleh :: Azadegi :: Risheha :: Cloob :: Oyax :: Yahoo Buzz :: Reddit :: Digg :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Email To: :: Subscribe to Feed

۱۳۹۱ آذر ۲۰, دوشنبه

بنام 21 آذر روزنجات آذرآبادگان


درود بـه روان پـاک افسـران؛ درجـه داران و سربازان فـداکار کـه درراه میهن جان باختنــد؛ تا آذربایـجان وکـردسـتان را به ایـران بـازگـردانیـدند.
درروز 3 شهریـورماه سـال 1320ایـران ازشـمال وجنوب مورد حمـله و تجـاوز قـرار گرفـت. پس از 3روز مقاومـت, اعـلام ترک درگیری صادر شـد.نیروهای مهاجم بـآسانی توانسـتند ایـران و پایتخـت آنـرا اشـغال نمایـند. در آذربایـجان پیشـه وری و یـارانش کـه از زنـدان آزاد شـده بودند حـزب توده را سـازماندهی نمـودنـد.
درمـدت چهارسـال تسلط ایـن حزب برآذربایـجان جنایـات؛ کشـتار و فجایعـی مرتکـب شـدند؛ که تـاریـخ از آن شـرم دارد.
درشـهریور ماه سال 1324 دولت شوروی می دیـد که جنگ به پایان رسیده؛ دیر یا زود باید نیـروهای اوخاک ایـران را تـرک کننـد. تصمیـم گرفـت به نام جنبش خودمختاری آذربایـجان درایـن اسـتان که هنـوز در اشـغال او بود؛ حکومـت خود مختاری درست کنـد وآنـرا وسیلـه اعمال فشـاربه دولـت ایران به منظـوربدست آوردن امتیـازنفـت شـمال قـراردهد. و در یـک زمان مسـاعد آنـرا جـز جمهوری های شوروی نماید. بـرای ایـن منظوربـودکـه فرقـه دمکـرات آذربایـجان تشکیـل شد.
جعفرپیشـه وری درانتخابات مجلس ازسوی خلخال بوکالـت مجلس شورایملی انتخاب شـد؛ اما بدلیل سوابـق سـو سیاسی اعتبارنامـه اش ردشـد. واین بهانه ای بود کـه پیشه وری دستورات ارباب خود را در تجـزیه آذربایـجان آشکارا عملی سازد.
پیشـه وری نخست منظور اصلی خود را در زیـر پوشـش الفاظ پنهان میداشت و شعار فرقـه دمکرات را چنیـن عنـوان کـرده بـود:
آزادی داخلـی ومختاریـت ملـی آذربایـجان؛ همراه با حفـظ استقلال و تمامیت ایران؛ تا آذربایـجان بتوانـد در پیشـبرد فرهنـگ خود وتـرقی و آبادانی آذربایجان بـارعایـت قوانیـن کشـور؛سرنـوشـت خـودرا راسـاتعییـن نمایـد.
شوربختانه آن زمان هم چون زمان کنونی برخی ازنویسـندگان و روشنفکـران که خود را مصلح و خیرانـدیش می دانستند، بـال گشـودند و در جهـت سود شخصی و بهره برداری از کاسه ی شکسته شده، به کاسه لیسی پرداختند و چشم هـای خود را برروی منافـع ملی بسـتند و راه ستایشـگری و فریب توده های مـردم ایران را برگـزیدند و گفتنــد:
چـه عیـبی داردکه ایـن آواز از فضای آذربایجان عزیـز بلند گردد. امروز در آذربایجان نیـروی مساعد پیـداشـده و قیـام کرده اسـت. اگـر در چهار گوشـه مملکت هم علم طغیـان برافراشـته شـود؛ لابـد همـه را ماجراجـو و متجاسـر خواهنـد خوانـد؛ اما نهضـت آذربایـجان ماجراجـوئی نیسـت؛ بلکـه مقـدمه یک نهضـت ملی است.
به ایـن ترتیـب پیشـه وری زمیـنه افکار خائنانـه خودرا مهیـا دیـد و آشکارا خواسته خـودراچنیـن اعلام داشـت:
شـعارما: آذربایـجان مال آذربایـجانیها اسـت. بایـداین شـعار جامـه عمل بپوشد؛ تحـت قیمومیـت ملـت دیـگری نخواهیـم رفـت.
هیئت هـایی بیـن تهران و تبریـز در رفت و آمدبـود؛ آخریـن هیئت درخردادماه 1325 بریـاسـت پیشـه وری به تهران آمـد. و همچنین در برابر آن هیئتی به ریاسـت مظفرفیروزبه تبریـز رفـت و توافقنامه ای در 15 ماده بین نمایندگان دولت مرکزی و پیشه وری امضـا شـد که قسمت نظامی این موافقتنـامه چنیـن بود:

تمامـی افسـران فراری ارتـش راکه درآذربایـجان به فرقـه دمکرات پیوسته بـودند؛ با دو درجـه بالاتـربه ترفیـع تشـویق نمایـند.
[[مظفر فيروز از خانواده فرمانفرما و با مريم فيروز که همسر نورالدين کيانوری بود نسبت داشت. در دورانی پيش از استقرار رژيم غاصب خمينی مظفر فيروز در روزنامه های فرانسوی به نفع کومونيست ها مطالبی می نوشت. روزنامه لو موند و فيگارو منتشر کننده نوشته های او بودند. خيانت اين خاندان يک طرفه نبوده است. ح-ک]]

سایـرمهاجـرین که به اغلـب آنان درجـه ژنـرالی داده شـده بود؛ به رسمیت شـناختـه شـونـد.
به تمامـی درجه داران که تنها 3ماه به تعلیـمات نظامی اشتغال داشـته؛ سـتوانـی داده شـود.
سرهنـگ پناهیان که در ارتش فرقـه چپهـا؛ سرتیـپ شده بود با دو درجه ترفیـع به ریـاسـت سـتاد ارتـش ایران انتخـاب گـردد و...
درجلسـه ای که باحضور نمایندگان پیشه وری و نماینده دولت مرکزی درتهـــران تشکیل شده بود؛ ریاسـت ستاد ارتش ایران سپهبـد رزم آرا با این موافقتنامه مخالفـت می کند و اظهار می دارد کـه:
پیشنـهاد فرقه دمکرات مورد بازبینی قرار گرفـت این پیشنهاد به معنا و مفهوم ویرانی ارتش ایـران اسـت. بایـد دیـد شاهنشاه ایران و مسئولین ارتش؛ حاضـر به ویران ساختن ارتش هستند و یـا نـه؟ تا پس از آن وارد موضوعات دیـگربشـویـم.
درحالیکه جو زمان در اثرتبلیغات حزب توده؛ تظاهرات کمونیستهای جانبدار فرقه چپ ها درسراسـر ایران و تهدید و تطمیـع نمایندگان مجلس؛ ضعف دولت مرکزی؛ میدانـداری نمایندگـان حزب توده درمجلس؛ تـرس فرماندهان نظامی ارتـش ازدخالت روسها؛ همـه عواملی بودندکـه فضای سیاسـی ایران را از هر نظر برای قبـول پیشـنهادات فرقـه دمکـرات آماده سـاخته بود؛ اما محمد رضا شـاه تصمیـم تاریخی خودراچنـین بیـان فـرمـود:

"
مـن تصمیـم به مقابـله با حـوادث؛ و اقدام قاطـع برای نجـات آذربایجان گرفتم"
رییـس دولت که انتظـار چنیـن مقاومتی نداشـت؛ مظفر فیروز را به همراه هیئت گروه دمکرات روانـه حضـورشـاه نمود. مظفر فیـروز پس از معرفی هیئت؛ تقاضای هیئت راکـه همان پیشـنهادات رد شـده از سوی رزم آرا بـود مطرح ساخـت.
پاسـخ تاریـخی محمد رضا شـاه ایـن بـود:

"
مـن هرگـز چنین قدرت و اختیـاراتی ندارم که بـرخلاف قانون اساسی مشروطه ایـران به افسـرانی که ازخـدمت فرار کرده وبر ضد ارتش و میهن خود شوریده اند درجـه بـدهم و یـا درجاتی که ازجـای دیـگر و از راه دیگر بدست آورده اند؛ بـرسـمیـت بشـناسم."

قـوام السلطنـه شـخصا حضور شاهنشاه رفته و تجـدید مطلع می کننـد. شاه می گوید:

"
اگـر دسـتم بـریـده شود؛ سـند تجـزیه آذربایـجان را امضـا نخواهـم کرد مـن درصـورت اجبار حاضـرم ازسلطنت کناره گیـری نمایم؛ اما عملی بر خلاف مصالـح مملکـت درجهـت ازهم پاشیدن ارتـش ایران مرتـکب نمی شـوم."

شاهنشـاه فرمان حملـه ارتش رابه آذربایـجان صـادرفرمودند. زنجان پس ازیک نبـردخونیـن سقوط کـرد. ولـی غلام یحیـی هنوز در قافلانـکوه مقاومت می نمود در ایـن زمان بود کـه پیشـه وری درتبریـز اعلامیه پشـت اعلامیه صادرمی کرد و نیروهای دولـتی را ازحملـه به آذربایـجان برحـذر می ساخـت.
رادیـو آذربایـجان می گفت:ما قصـرها را بر سـر کسانیکه فرمـان حمله را به آذربایـجان صادر کرده اند خـراب می کنیـم. فـداییـان دمـکرات ازهیـچ نیـرویی هـراس نـدارند. این بـار حساب خود را با غـاصبیـن آزادی ملـت ایران یکبـاره تصفیـه خواهیـم کرد. این است حـرف آخـرمـا: «مـرگ هسـت ؛ بـازگشـت نیســت.»

در 19 آذرماه سـال 1325 شـهر میانـه سقوط کـرد. غلام یحیـی با شماری از یـارانش از راه نمیـن و پیشـه وری از راه جلفـا بـه میهن اصلی خود (روسیه) بازگشتند و ثـابـت شـد کـه هـم مـرگ هسـت؛ وهـم بـازگشـت.
بـه مـوازات پیشـروی ارتـش درتمـام شـهرهای آذربایـجان مـردم برعلیـه گروه های چپ بپا خواستند و تمامـی آنها را خلـع سلاح کرده و در دادگاه صحرایی مجـازات نمـودنـد.
درزنـدگانـی اقـوام زنـده و ملتهایی که دارای گذشته ی روشن تاریخی هستنـد آثـار معجـزه آسـای غرور ملـی ریشـه پایـدار دارد؛ زیـرا بیشتر ملل در دوران زنـدگی؛ شکست را تجربه کرده اند اما آنهاییکـه از موهبـت غرور ملـی برخوردار بـودند؛ در زیـر آنهمـه فشـار و بدبختـی حـس ملیـت خود را فرامـوش نکـرده و بـه وظیـفه  ملی خود رفتـار نمودند و توانسـتند اساس نیک نامی و افتخارات خود را از آسـیب های جبران ناپذیر جلوگیری کنند.
با ورود ارتـش آرامـش و امنیـت به آذربایـجان برگشـت. آنهایی که خانـه و کاشانه خـود را رهـا کـرده و در شهرهای دیـگر متواری شـده بودند؛ به خانـه های خـود بازگشـتند و تـومار جمهـوری آذربایـجان و کـردسـتان بهـم پیچیـده شـد.عواملی که باعث باز گشت آذربایجان به دامن ایران شد عبارت بودند از :  
1- اراده مـردم غیـور آذربایجان بعنـوان مظهـر و نمـاد وحـدت ملـی 2- موقـع شـناسی و دیپلماسی درست و بجای محمدرضا شاه در اسـتفاده بهینه از نیـروهای مساعد ونـامسـاعد بیـن الملـی 3- فـداکـاری ارتـش شاهنشـاهـی، این سه عامل سبب شد تا ایـن روز تاریـخی و غرورانگیـز پشـتوانه افتخـارات ملـت ما گردد.
ایـن درس تـاریـخ اسـت ولـی ما از آن هیـچ نیاموختـه ایـم ودرس عبـرت نگـرفتـه ایـم. بجـای بررسـی اوضـاع گذشـته و عـلل پیدایـش آن؛ همه چیز را بفـراموشـی سـپردیـم و عاملیـن بدبختـی ها را نادیـده گرفتیـم.

به اشتراک بگذارید:(کدنویسی این ابزارک)

Balatarin :: Donbaleh :: Azadegi :: Risheha :: Cloob :: Oyax :: Yahoo Buzz :: Reddit :: Digg :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Email To: :: Subscribe to Feed